"زهرا پیشرفت" و "پــــــریـــــزاد" از زبان مـامـان پـریـزاد مهـربـونـم

از زهـــرا پیشرفت شروع می كنــــم. او زن مقتــــــدری ست .
مدیر است . برنامه ریزو صاحب نظر است . طرح و برنامه دارد. وقتی به مراكز
خیریه مثل رفیـــده، بهزیستی ،امداد و یا هــــر جای رسمی دیگری می رود لیست
می گیرد پرونده هـــا را بر رسی می كنــــد دستور می دهد . كاملن مــــواظب نوع
ارتبــــاط و برخوردهای اجتماعی خویش است.
اما پریزاد در همان رفیده دوست دارد سراغ بچه ها برود . این كوچولوهای خوشگل
را درآغوش بگیرد اگر كسی شیرش را بالا آورده یا حتا جیش كرده است تمیزش كند.
در بهزیستی غذا دهان معلولین بگذارد و با دستمال خودش دهان آن ها را پاك كند.
پریزاد سالهاست كه 25ساله مانده است .او با آسمان وزمین و پرنده ها دنیایی دارد .
برای بال زخمی شاپرك ها اشك می ریزد. با كبوتر ها درد دل می كند. عاشق باران
است . باران كه بیاید هرجا باشد خودش را به خانه می رساند تا با كمترین پوشش
به زیارت باران برود . پریزاد دوست دارد شیطنت كند . دیوانگی كند . عاشقی كند
پریزاد دنبال پروانه ها می كند. با قناری ها آواز می خواند. در كوه و كمر مثل بز
كوهی با پسر چوپان دنبال گوسفنـــدان می دود . نی می زند . و ســـوار بر اسب
عربی خوش هیكل اش او را وادار به رقص پا می كند . همان دوسه ساعت خواب
در شبانه روز را هم باید حتمن خرسك اش را بغل كند و بخوابد.
زهرا پیشرفت در دیپلو ماسی بسته اش حتا به رویاهای اش اجازه خوشگذرانی و
خلاف نمی دهد. ارتبــــــــاطات او بسیار حساب شده است. متـــین و باوقار است .
كم می خندد . بجا و اندك سخن می گوید . در لباس پوشیدن هارمونی رنگ ها را
كاملن رعایت می كند . اما پریزاد دوست دارد وقتی به نارنجستان و یا هتــل لاله
می رود از نوازنده ی پیانو بخواهد تا جای خود را به او بدهد تا او بتواند سونات
مهتاب و یا دانوب آبی را بنوازد و بعد از آن تا مدت ها با دوستان اش بخنـدد و
از لذت موسیقی داد سخن بدهد.
زهرا پیشرفت زن تنـهایی ست كه همــه به او تكیه كرده اند. مدیر و مدبر است.
در تصمیم گیری ها حرف آخر را می زند. سال ها در مطبوعات، مجامع فرهنگی
و دیپلماسی كار كرده است. دائم در سفر بوده . زبان های متعــــــــدد می داند.
به میهمانی های رسمی مقامات دعوت می شود.
پریزاد هم تنهاست اما دوست ندارد كسی به او تكیه كند. دلش می خواهد خودش
به دست ها و بازوانی قوی تكیه بزند. او فقط دوستان دنیــــای مجـــازی اش را
می شناسد. پریزاد با آنها زندگی می كند. دوستشان دارد و از بودن كنـــار آنها
لذت می برد . پریزاد از این همه هاله ی احترامی كه زهرا پیشرفت را احــاطه
كرده خسته است. دوست دارد لولی وش و پا برهنـــه سماع كند و معاذ الله كه
زهرا پیشرفت از این گناه در گذرد.
پیشرفت : از این نگاه و تعریف های تو به یاد دكتر جكیل و مستر هاید افتادم.
پریزاد : نه اشتباه نكن . آنها دو شخصیت متضاد بودند . دكتر جكیــــل بسیار
مهربان و مستر هاید لبریز از نفرت بود. یكی در شب زندگی می كرد و دیگــــری در
روشنایی روز. من هرگز فراموش نمی كنم كه همان اقتدار و مدیریت زهرا پیشرفت
باعث شد تا پریزاد از بستر برخیزد چون دقیقن در همیـــن ایام شانه های كوچكش
تحت فشار عاطفی سختی بود كه به شدت زمین اش زد و اگر نبود تدبیــر و فدرت
روحی زهرا پیشرفت، پریزاد مرده بود.
پیشرفت: این همه از تضاد ها به هم بافتی كاش كمی هم از هم دلی ها می سرودی.
پریزاد: حق با توست. پریزاد و زهرا پیشرفت بر فراز رنگین كمان عبادت و بندگی
كاملن همدل و هم رای اند. نه از گردن فرازی پیشرفت اثری است و نه از شیطنت ها
و دیوانگی های پریزاد. هر دو با شانه هایی فرو افتــــاده پیشانی بر خاك عبــودیت
می سایند و اشك می ریزند و به یار ازلی و ابدی عشق می ورزند. برای مـردم دعا
می كنند و میان شولای پر مهر حضرت دوست پناه می گیرند.
اما یواشكی به شما بگویم آنجا هم ابتــكار عمـــل دست زهرا پیشرفت است و پریزاد
با گردن كج و چشم گریان فقط آمین می گوید.
پ ن ۱: بگو برهنه به خاکم کنند؛ سراپا برهنه، که بی شائبه ی حجابی با خاک عاشقانه در آمیختن می خواهم
پ ن ۲: قرار نبود تنها بری؛ قرار نبود جدا بشی.
بهار را در من رویاندی؛ و خود بهار نشده رفتی؟!! چــــــــــرا؟؟؟؟
پ ن ۳: آثار مکتوب مادر مهربونم (استاد زهرا پیشرفت):
۱- سرو در خون نشسته؛ غمنامه ی سیاوش- ناشر: نشر شهر تهران
۲- فرود سیاوش؛ ناشر: هم پا
۳- ده داستان؛ ناشر: سفیدسار
۴- شبهای آفتابی زمستان؛ ناشر: دستان
۵- خاطرات خانه پدری؛ ناشر: هم دستان هم پیام آزادی
۶- چند خاطره کوتاه از پاکستان؛ ناشر: رضویه
۷- راز گل سرخ؛ شامل اشعار زیبای ایشان.. ناشر: پیام آزادی
آثار ترجمه شده ی متعددی از ایشان به جا مانده که برای موسسات گوناگون از زبانهای مختلف ترجمه کرده اند و همچنین کتابهایی که برای تدریس در دانشگاه آزاد نوشته اند.
بزودی آخرین کتاب ایشان هم که مجموعه ای از غزلیات و اشعارشان می باشد به چاپ خواهد رسید


















